|
پنج وارونه چه معنا دارد
خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوارو درختان دیدم گفت: مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد من به او خندیدم و با خود گفتم: هر زمان با دلش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد... + نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 4:36 توسط علی |
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست میداری دوستت ندارد
کسی که تو را دوست می دارد ، تو دوستش نداری اما کسی را که دوست داری او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین زندگی به هم نمی رسید و این رنج است و زندگی یعنی این . . . + نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 3:21 توسط علی |
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 2:48 توسط علی |
اگر کسی عاشقت بود فقط دوستش داشته باش، اگر کسی دوست داشت بهش علاقه مند شو، اگر کسی بهت علاقه داشت بهش توجه کن، اگر کسی بهت توجه کرد فقط بهش لبخند بزن... + نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 8:34 توسط علی |
روزی آرام آرام آمد به سراغم... چند لحظه ای نگاهم کرد و رفت... من غوطه ور در خیال سبز خویش... او آهسته بر حیاط دلم کوبید و رفت... از آن روز دگر ندیدم خود را... شاید او خود را در من جا گذاشت و رفت... من مشتاق دوباره دیدنش در پی او... هر جا رسید از خود نشانی گذاشت و رفت... در جست و جوی او به گلستان آرزویی رسیدم... گل نرگس گفت : روزها پیش از اینجا گذری کرد و رفت... در میان راه... دریای محبتی دیدم... چند ماهی تشنه پچ پچی کردند که : سوار قایقی شد و از اینجا رفت... در سحرگاه صبح بهاری... نسیمی که با خود میبرد خستگی ها را... پرسید: دنبال که میگردی؟ شاید دیدمش در میان راه.... گفتم : نمیدانم کیست... ولی در من غوغایی به پا کرد و رفت... آرام خندید و گفت : شاید آن عشق است که این چنین دلت را خاکستر کرد و رفت... عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او + نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 4:57 توسط علی |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 8:14 توسط علی |
بوسه يعني وصل شيرين دو لب + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 7:55 توسط علی |
دختر:خوشگلم پسر:نه دختر:دوستم داری پسر:نه دختر :اگه بمیرم برام گریه نمی کنی پسر:نچ دختر اشک تو چشماش جمع شد.... پسربغلش کردوگفت:.... تو خوشگل نیستی زیباترینی..... دوستت ندارم عاشقتم..... اگه بمیری برات گریه نمی کنم...منم میمیرم.... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 6:40 توسط علی |
شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 5:9 توسط علی |
+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388 5:35 توسط علی |
كاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم كرد
كاش می شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهیم كرد
كاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش می شد با نسیم شامگاه برگ زرد یاس ها را رنگ كرد
كاش می شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش می شد در سكوت دشت شب ناله ی غمگین باران را شنید
بعد ، دست قطره هایش را گرفت تا بهار آرزوها پر كشید
كاش می شد مثل یك حس لطیف لابه لای آسمان پرنور شد
كاش می شد چادر شب را كشید از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش می شد از میان ژاله ها جرعه ای از مهر بانی را چشید
در جواب خوبها جان هدیه داد سختی و نامهربانی را شنید + نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 3:4 توسط علی |
- بگذارید تا با اولین طلوع خورشید آب گردد و بجای یار برایم بگرید…
- عشق خطای فاحش یک فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه آدم های معمولی است . - در اتوبان زندگی وقتی تابلوی وجود تو را میبینم ، از سرعتم می کاهم و به درجه بنزین تحملم چشم میدوزم . - اگر کسی تو را آن طور که میخواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . - منتظر کسی باش که حتی اگر در ساده ترین لباس بودی حاضر باشد تو را به همه دنیا نشان دهد و بگوید : این دنیای من است . . . - برای سالها مینویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق میشود افسوس که قصه ی مادربزگ راست بود همیشه یکی بودیکی نبود - درد را از هر طرف نوشتم درد بود… - مذهب مردمان عاقل داری یک دوست بسنده کن که یک دل داری - زندگی مرگ است و مرگ است زندگی , پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی - درباره ی انسانها از روی سوالاتی که می پرسن قضاوت کن ، نه جواب هایی که میدن ( ولتر ) - کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگی ام شکستن نوک مدادم بود… - عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش ؛ فقط گاهی به یادم باش ! - نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری ، هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس ، با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم ؛ زندگی بی تو هرگز ! - رفتی و با رفتنت قلبم شکست … قلب من غصه نخور ؛ اون بالا هم خدایی هست - نیلوفر تنها گلیه که برای زنده بودن باید دوره گلهای دیگه بچرخه … اجازه میدی نیلوفر زندگیت باشم - در جهان هر چه هست قسمت پر رو یان است خون دل میخورد آنکه حیایی دارد - قلب من در ره عشقت چه اسیر است که تو جان منی شهسوار دل من گام بنه بر دل و دیده که تو ایمان منی - غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم , اگر همدم شبهای تنهایی من باشی , در عشق تو گاه بت پرستم گویند , گه رند و خراباتی و مستم گویند , اینها همه از بهر شکستم گویند , من شاد به اینکه هر چه هستم گویند - زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب … - شادی بهانه ای برای زندگی ست؛ تمام لحظه هایت سرشار از این بهانه - در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت , موج می زند به تو خواهم بخشید , تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی - در بی کران دور بر سنگ سخت گور خط نوشته بود با جوهر سرشک * * * آرامگاه عشق * * * - متهم ردیف ۱ منم که از تو مستم , اینجا کنار مرده ها نشستم , جرم من اینه که چشام , سایه ات رو قاب گرفتن , روی پوست شب , اسم تو رو خالکوبی کرده دستم + نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 23:44 توسط علی |
امشب اصلا قرار نبود اپ کنم اما دلم بدجوری گرفت و مثل همیشه فقط هر چی توش بودرو در عرض چند دقیقه از قعر اون خونه ی بی کس و تنها اوردم تو این دنیا! خیلی از اینا حرفایی هستن که دلم می خواد فریادشون بزنم اما انگار تو یه کره ی دور افتاده زندگی می کنم می دونم هر چی داد بزنم صدام به جایی نمی رسه تشنه ی گریه کردنم نه یه قطره نه دو قطره شاید ۱۳۶۹ قطره هم کم باشه........! + نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 3:52 توسط علی |
درخت ها با زمین و زمین با درخت ها پرندگان با درخت ها و درخت ها با پرندگان زمین با اسمان و اسمان با زمین عشق می ورزند تمام حیات در دریای بی انتهای عشق موج می زند بگذار عشق پرستش تو باشد بگذار عشق نیایش تو باشد + نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 3:46 توسط علی |
یک نفردر دل شب.یک نفر در دل خاک. یک نفر همدم خوشبختی هاست. یک نفر همسفر سختی هاست. چشم تابازکنیم عمرمان می گذرد.....ما همه همسفریم. + نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 3:20 توسط علی |
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387 3:26 توسط علی |
توانایی ها و ناتوانایی های خود را بپزیرید. گذشته را بی آنکه انکار یا رد کنید بپذیرید.بپذیرید که برای خواستن و انجام هیچ کارمفیدی دیر نیست. مهمترین چیز زندگی این است که بیاموزی چگونه عشق را در دیگران جاری کنی وبگذاری عشق همیشه در تو جاری باشد.
هستی بدون عشق نیستی است.بدون عشق ما پرندگانی با بال های شکسته هستیم.زندگی با عشق معنا می یابد.عشق تنها رفتار گویاست.
زندگی مجموعه ای از پس کشیدن ها و پیش کشیدن هاست.می خواهی کاری انجام بدهی اما مجبورمی شوی پیگیر کار دیگری باشی.چیزی تو را آزار می دهدودر حالی که تو می دانی نباید این طور باشدوچیزهایی را مسلم می دانی حتی وقتی می دانی نباید هرگز چیزی را مسلم بدانی.
راهی که تو با آن به زندگی خود معنا می دهی این است که خودت را وقف دوست داشتن دیگران کنی.خودت را وقف جامعه ای که عضوی از آن هستی و خودت را وقف افریدن چیزی بکنی که به تو معنا و هدف بدهد.
![]() + نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 3:32 توسط علی |
یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* * + نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 2:19 توسط علی |
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند ولی گنجشکها جدی جدی می میرند آدما شوخی شوخی بهمدیگه زخم میزنند ولی قلبها جدی جدی می شکنند تو شوخی شوخی یه روز بهم لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم تو یه روز شوخی شوخی منو تنهام میزاری ولی من جدی جدی بی تو تنها می میرم + نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 2:4 توسط علی |
شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این باشد که در افسون گل سرخ + نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387 22:57 توسط علی |
|
| |||||